روز دوم - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 8:22
روز دوم کسی در اینستا نوشته بود: آرامش پاییز دیگری گفته بود: پاییز دوست داشتنیبرای من اما، این روزهای پاییزی سرد و گرفته و بی حوصله و بی رمق است.انگار همه خل شده اند: مهناز، سمانه، فاطمهمدیرعامل اصرار دارد خوشمزگی کند و بی امان تکه بپراند، به بچه ام، به مدیریتم، به ساعت رفت و آمدم و به هرچه به من مر...
دوست بیگانه و دشمن خویش - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 8:22
دوست بیگانه و دشمن خویش آمده ایم ولایت، اینجا همه چیز آهسته است.کسی به نقل از غاده سلمان نوشته بود((میخواهی راز قدرت مرا بدانی؟ هیچکس هیچوقت واقعا مرا دوست نداشت!))نمیدانم چرا چیزی ته دلم شکست، یاد خودم افتادم.کسی هرگز مرا واقعا دوست داشته؟خودم چی؟همزادم میگوید بچه که بودیم همیشه به اینکه همه دوستت ...
خود خودش - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 8:22
خود خودش عاشق خودمم، همین جوری که اومدم تو اتاق کتابخونه جا پهن کردم چهار پنج تا کتاب دورم ریختم و فصل چهار سریال Treatment رو تو موبایل می بینم. همین آدم تپلی، با یه نمه اضطراب که هی هدفون رو از گوشش درمیاره که مطمئن بشه صدای گریه بچه نمیاد.همین آدمی که دیدن ویدیوهای یه بلاگر لوند که رموز سکس یاد م...
در جهنم - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 8:22
در جهنم... در جهنم گل نخواهد رویید. در شوره زار، سبزه جوانه نخواهد زد. دلم خوش بود به اینکه در این خراب شده، چشم آشنایی هست. اما در محیطی که بیمارت کرده است، شفا نخواهی یافت.دلم نمیخواد آسیبی ببیند ولی از خودش، توجیهات مسخره اش، بی فکری و بی تعهدی اش، جو گیری همیشگی اش منزجرم تاريخ : سه شنبه یازدهم ...
در جهنم... - تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 8:38
در جهنم گل نخواهد رویید. در شوره زار، سبزه جوانه نخواهد زد. دلم خوش بود به اینکه در این خراب شده، چشم آشنایی هست. اما در محیطی که بیمارت کرده است، شفا نخواهی یافت.دلم نمیخواد آسیبی ببیند ولی از خودش، توجیهات مسخره اش، بی فکری و بی تعهدی اش، جو گیری همیشگی اش منزجرم Adblock test (Why?)
سهم من این است... - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 18:15
سهممن این است..سهم من این است که به حرفهایتانگوش بسپارمدردهایتان قوتِ شبانه ام باشدو روانه ی فرداهای روشنتان کنمو در همهمه ی هوادارانتانگوشه ای در سایه بایستمو فراموش شوم...سهم من این است که افتخاراتتان را بشمارمو شما حتی وقتی اشک هایم رانظاره می کنید،نادیده ام بگیرید...سهم من این استچون برای یافتن ...
خودتان باشید - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 18:15
خودتان باشیدآدمها را به اشتباه نندازیدبهچیزی که نیستید، تظاهر نکنیدبگذارید ادم همین طور خودمحور و بی ملاحظه به یادتان بیاوردیادش بماند که هیچوقت شنونده حرفهایش نبودیدهیچوقت دلواپس اشک هایش نشدیدهیچوقت روزهای مهمزندگیش یادتان نماندهبا دروغها و توجیه هایتان ادم را فریب ندهیدنگذارید تکیه کند به چیزی که...
بیماری... - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 17:18
مریضی لعنتیآنفولانزای کثافتبند بند بدنم درد می کنهدیشب تا صبح نتونستم بخوابم سردرد و لرز و گلودرد و گوش درد در رفت و آمدندولی امان از بدن دردبه خاطر شرایطم نمی تونم قرص مسکن قوی بخورم فقط باید زور بزنم بتونم دو دقیقه بخوابم Adblock test (Why?)
کم آورده - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 17:18
سلام رفیق چهل ساله...چهل سال از من بی توجهی و درشتی دیدی ولی پا به پای من دویدی و بار سنگین مرا به دوش کشیدیبدشانسی تو بود که من ساکن تو شدممن بی مبالات و بی ظرافتنه تنها هرگز از موهایم مراقبت نکردم، بلکه از بچگی موهایم که گره میخورد با قیچی می چیدمشان!اینقدر توی ماشین و در نور کمکتاب خواندم که چشمه...
یکنواختی - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 17:34
برم ترکیه؟ نرم ترکیه؟وقتی تقاضای ویزا ندادم و برای انگشت نگاری سفارت نمی رم، چرا برم؟ فقط برا اینکه ف تنها نباشه؟ف تنهاست، دیگه سین تو زندگیش نیستیه روز رفت انگار که از اول هم نبودهالبته سین از اولشم نبودم، همیشه مسافرت وماموریت بود.یه روزی هم تموم شد قصه شون.ف میخواد بره کانادا.فعلا توریستیاز طرفی ...
رفتن یا نرفتن - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 17:34
مامانها می گند در همدردی با مادرانی که بچه شون مسموم شده، فردا نفرستیم بچه ها رو...پسرک تمام هفته رو منتظر شنبه است که زنگ ورزش فوتبال بازی کنند...من دلم میخواد نره مدرسهولی دوست دارم دلش راضی باشه به نرفتنخودش تصمیمبگیرهنظر ما رو میخوادباباش میگه به نظرم برومن میگم به نظرم نروکاش تصمیم بگیره نره......
نکنه - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 17:34
واقعا نمیدونم کار درستی کردم یا نه؟پسرک عاشق فوتبالهبا یه سری حرف و شعار، تو رو دربایستی افتاد که نره مدرسهکه ثابت کنه فقط خودش و علایق خودش در اولویت نیستند.نکنه اصلا این فراخوان چیز مهمی نبوده باشهنکنه من جوگیر شدمعذاب وجدان دارم Adblock test (Why?)
این روزها... - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 21:45
اخرین نوشته مربوط به ده ماه قبل است...نشسته ام اینجاتوی شرکت ، هوا کمی سرد، فشارم پایین، خیار خوردم، سالار مگس ها خواندم، وقتی پیش غذای سالار مگس ها، خداحافظ گاری کوپر و کتابخانه نیمه شب را خورده باشی، سالار مگس ها به نظرت گس و تلخ می آید و دلت را آشوب می کند...حس دل زدگی نسبت به همه کس و همه چیز دا...
- تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 14:06
خیلی تنهام، خیلی...برای اینکه راننده اشک هامو نبینه ماسک رو کشیدم تا زیر چشمم و عینک آفتابی زدمآه اسم دیگر  خداست.خدایا به حرمت این اشک، این بغض این آه، تلفنم زنگ بزنه یا پیام بدهند که نامه تو زدیم تا از این شرکت تاریک بیای بیرونمیرم با تکتک شون خداحافظی کنم.بهشون بگم هیچ کدومتون رفیق نبودیدحتی تو ک...
آیین حرف زدن - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:51
کاش میشد آدم دو تا بودیکی کسی که دارد راه می رود، حرف می زند و نفس می کشد آن یکی کسی که از بالا نگاهش میکند اینطوری دیگر مجبور نبودی، خودت را از نگاه دیگران ببینی و در نگاه و چهره ی آنها بخوانی که چطور بوده ای ؟ گل کاشته یا گند زده ای؟گل که نکاشتم حتما فقط امیدوارم گند نزده باشم.راستی چرا آدمها کلمه...
آدمهایی که جواب نیستند ولی سوالند - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:51
گفت عالی هستمو در توضیح از حساب دیفرانسیل و کلی نگری گفت که من سر در نیاوردم.م بابترابطه ام با دوست در آستانه ی طلاقم، نگران است که روی زندگیمان تاثیر نگذارد من اما عالی نیستم بد هم نیستم.یه جور خوبی، دارم مشاهده میکنم، تجربه میکنم.در نقطهای ایستاده ام که در عین اینکه خودم را سانسور و سرکوب نمی کنم ...
و تلاش کنم - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:51
و تلاش کنم که ذهن خوانی نکنمبگذارم آدمها خودشان احساسات یا دلگیری هایشان  را بگویند و حسم را و تلاشم را بابت ترمیم یا جبران چیزهایی که اساسا بعدا انکار می شوند، صرف نکنم و بدانم کهذهن تحلیل گرصداقت با خودو تلاش برای صادقانه زیستننقاط قوت من است اجازه ندهم کسی آنها را به عنواننقطه ضعف هایم عنوان کند....
ما پنج تا - تاریخ: 1399/7/16 ساعت: 2:26
وقتی سه تا وبلاگ داری که هیچ کدام به اسم واقعی خودت نیست، یکی مال دهه هشتاد است با بچه هایی که حتما هرکدام حالا مشغول زندگی با تمام پستی بلندی هایش هستند.یکی مال اوایل دهه 90 که  فقط ادرسش را سال
دویدن - تاریخ: 1399/7/16 ساعت: 2:26
یعنی مدتها بود چنین اضطرابی نگرفته بودم.کرونا و درگیری ریه و حوادث شرکت و خانه و....هیچکدام این قدر حالم را بد نکرده بودکه این جملهباید برای فردا، و هفته بعد و سال بعد و ده سال بعدبرنامه داشته باشیم..
ادم اینجا تنهاست - تاریخ: 1399/7/16 ساعت: 2:26
دلخوشیها  کم نیست. همین حالا صدای پسرک را شنیدم رفتم بالاسرش بهش گفتم: خواب خوب میبینی یا بد. تو خواب لبخند ملیحی زد و گفت، خیلی قشنگه ممنون!داشتم زندگیمو میکردم، استراحت میکردم و رمان میخواندم.

برچسب‌های مرتبط

من اینجا بس دلم تنگ است | من اینجا ریشه در خاکم | من اینجا از نوازش نیز | من اینجا داغونم | من اینجا دلتنگ توام | من اینجام | تمام شديد | تمام شد | تمام شدن نفت | تمام شدم